سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
55
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
شد و عرض كرد : يا رسول اللّه ، مىبينيد على بن ابى طالب چنين و چنان مىكند ، پيامبر ( ص ) صورتش را از او برگرداند سپس نفر دوم بلند شد و همان سخن را گفت ، پيامبر ( ص ) صورتش را از او نيز برگرداند و سومى و چهارمى برخاستند و همان سخنها را گفتند . پيامبر ( ص ) صورتش را از آنها برگرداند ، آنگاه رو به آنها كرد - در حالى كه آثار خشم در چهرهاش نمودار بود - فرمود : « شما از على چه مىخواهيد ؟ سه مرتبه تكرار كرد » و افزود : « على از من است و من از على و كسى از طرف من امانت و دينى را ادا نمىكند مگر على ( ع ) » . « 1 » ( 1 ) تفسير معناى سخن پيامبر ( و لا يؤدّى عنّى الا على ) مورّخان نقل كردهاند كه پيامبر ( ص ) در سال نهم هجرى أبو بكر را فرستاد تا با مردم حج به جا آورد و به وى گفت : « مشركان در موسم حج مىآيند و برهنه در اطراف خانهء كعبه طواف مىكنند و من دوست ندارم تا وقتى كه اين رسم برداشته نشده ، حج به جا آورم » و چهل آيه از اوّل سورهء برائت را به او داد تا به مردم حاضر در موسم حج قراءت كند . همين كه أبو بكر مسافتى را رفت رسول خدا ( ص ) على ( ع ) را خواست و به او گفت : اين آيات كه از آغاز سورهء برائت است با خود ببر ، موقعى كه مردم در موسم حج جمع شدند به آنها اعلام كن و شتر مخصوص خود ( ناقهء عضباء ) را به وى داد و على ( ع ) رفت و در ذو الحليفه به أبو بكر رسيد و آيات شريفه را از أبو بكر گرفت . أبو بكر نزد رسول خدا ( ص ) برگشت و گفت : پدر و مادرم فدايت باد ! آيا راجع به من يا دربارهء من آيهاى نازل شده است ؟ فرمود : نه ، بلكه ( دستور رسيد كه ) جز من و يا مردى كه از خودم باشد حق ندارد از جانب من ابلاغ كند » .
--> ( 1 ) اين داستان ، از منابع عامه و بيشتر از احمد بن حنبل ، نقل شده است ، زين الدّين عاملى نباطى در كتاب صراط مستقيم ( ج 2 ص 59 ) مىنويسد : ابن حنبل روايت كرده ، كه على ( ع ) در يمن كنيزى از اسيران را برگرفت . خالد با بريده به پيامبر ( ص ) نامه نوشتند و پيامبر ( ص ) در حالت خشم به بريده فرمود : « از على بد مگو ، كه او از من و من از اويم » . و از ابن مردويه نيز شبيه اين گفته را نقل مىكند و مىافزايد كه پيامبر فرمود : « بريده ! تو از كسى بد مىگويى كه بهترين مردم براى شما بعد از من است و . . . » - م .